تبليغاتX
فهمیدن درد داره - مناظره 10:30
 

 

 

مرا ببخشید

غذایم می سوزد ...

 

وقتی خطوط تلفنی اشغال است...

 

 

مرا ببخشید که

از آویزان کردن لباسهایم در جامدادی می ترسم...

 

و از پهن شدن بی علت چشمم بر شانه هایت...

 

.

.

.

من از پختن غذای سوخته

 

کهنگی باکره گی

 

کشتن پشه روی صورتم

 

فریاد زدن تو...

 

و لیوان ترک خورده ات

 

نمی       ترسم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 1:38  توسط مهدخت محمودآبادی  |