فعال باش
برای بستن تمام راه ها...
روزنه ها ...
فعال باش
برای مدام بودنم ... که دیگر نباشم ...
تاریک کن
عود بهشت را ...
روزی که بر سر کوهی
شاعری فریاد زد ...
خدایا خدایا
دوستش دارم...
خدا خواب بود ...
و تو اگز هنوز زنده ای...
برای کشتن دو فرشته ی روی شانه ام است ...
چه قناری... چه گوزن ...
یا اهورا مزدا ...
همه دیدند
خدا خواب است و تو زنده به مرگم...
به فروغ فرخ زاد
نگاهم کن ...
.
.
.
مزه ی افسوس می دهم؟
من از یُد های نمک
از ترشی بی علت شاه توت
از دوباره برگشتن سروناز و علی ...
من جریان سریع آدرنالین نیستم...
نیــــــــــ ............ ســـــــــــ ...... تــــــــــــم
نگاهم کن